تبليغاتX
ღღღ تنهاییی دو عاشق ღღღ

ღღღ تنهاییی دو عاشق ღღღ

کاش بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

HOMEPAGE

E-MAIL

تو به پاكي يه دريا

به صداقت يه رويا

به نجابت دعاي

نيمهء شبهاي يلدا

 

تو به عصمت يه كوهي

يه پريزادهء محجوب

تو به رنگ رازقي ها

به صفاي گل محبوب

 

بي تو تنها توي غربت

من نشستم زير بارون

واسه دل تنگيم نوشتم

از تو وچشمهاي گريون

 

عمريه كه من تو شبهام

بودنت رو كم ميارم

دل به تاريكي سپرده ام

سر به روي غم ميذارم

 

عمريه كه من اسيرم

تو كوير خشك و بي جون

يه اسير دل سپرده

به يه تك قطرهء بارون

+ نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت 10:50 توسط وحید |

رنگ هيچ گلي تو دنيا

 

رنگ چشمهاتو نداره

 


 

گم ميشن شباي غربت

 

پر ميشه شب از ستاره

 


 

مه خوشبتي من باش

 

مه بي نام ونشونم

 


 

من ميگم عاشقت هستم

 

فكر نكن كه من ديوونه ام

 


 

دستتو بذار تو دستام

 

تا بشي هم نفس من

 


 

من بشم ناجي قلبت

 

تو بشي همه كس من

 


 

عشق نازو مهربونم

 

من به تو دل سپردم

 


 

تو بخون تا من بخونم

 

از سكوت عشق مُردم

 


 

عشق پاک و مهربونم

 

همهء دردت به جونم

 


 

نگو نه با من غريبي

 

من غريبم، خوب ميدونم

 


 

تو كه عاشقي ميدوني

 

دل عاشق يه ديوونه ست

 


 

من شكستم، تو شكستي

 

آره اين رسم زمونه ست  

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 2:40 توسط وحید |

تیک تاک تپش های قلبم فقط برای با تو بودن است . تنهایی شبانه ام با هق هق های

پنهان من ، همه اش تو را می طلبند . هنوز هم ابر بارانی چشمانم برای تو می بارند و

هنوز این دل خسته تو را از من بهانه می گیرد ، هنوز این کاغذان من می خواهند که از تو

بر روی صفحه ی دلشان بنگارم و هنوز این قلم را جانی است ، بیا تا نمرده از خواری بیا تا

نرفته قصه ی دوستیمان از یادم ، بیا تا قلبم برای تو باشد بیا از این همه غم و تنهایی دلم

خسته و افسرده شده .

+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 17:0 توسط الهه ی ناز |

((یادم تورافراموش))

با خاطراتی از عشق       با کوله باری بر دوش

با یک دل شکسته            زمزمه های خاموش

با راهی پر پیچ و خم       با خلوتی در آغوش

دستات تو دست دیگه       یادم تو را فراموش

گفتی برات میمیرم         دیدی که راست نگفتی

گفتی که عاشقم من          دیدم دروغ میگفتی

حالا که رفتی چشمام        هوای گریه داره

غم دلنوازم شده               روی سرم میباره

حالا که رفتی انگار        دنیا برام تمومه

زندگی هرچی که بود      برام یه جغد شومه

گفتی برات میمیرم          دیدی که راست نگفتی

گفتی که عاشقم من          دیدم دروغ میگفتی

رفتی که خاطر من           پیش تو جا بمونه

رفتی که رفتی انگار      نیستم تو این زمونه

یادی اَزَم نکردی             شدم یه عشق خاموش

گفتی که عشق دروغه      یادم تورافراموش

گفتی برات میمیرم         دیدی که راست نگفتی

گفتی که عاشقم من          دیدم دروغ میگفتی


+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 16:32 توسط وحید |

مرا از یاد خواهی برد می دانم
و من از دیدگان سرد تو یک روز
میخوانم سرود تلخ و غمگین خداحافظ
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
من این را خوب می دانم
که روزی هم ، مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را
که روزی آشیان گرم عشقم بود ، خواهی برد
تو از یادم نخواهی رفت
و چشمان تو
هر شب آسمان تیره ی احساس من را نور می پاشد
و من با خاطراتت زنده خواهم بود
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهایی چه بیزارم
مرا از یاد خواهی برد می دانم
و می دانی که از یادم نخواهی رفت


+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 16:3 توسط وحید |